على ربانى گلپايگانى

235

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مىگرديم ( پس فرض دو امر و دو واقعيت در ذهن كه يكى علم و از مقوله كيف و ديگرى معلوم و داخل در مقوله خارجى باشد بر خلاف درك وجدانى است و چنين فرضى ارزش علمى ندارد ) . 2 - پاسخ سيد سند و نقد آن : وجه ديگر در پاسخ اشكال گذشته ( اندراج صورت ذهنى تحت دو مقوله ) ، كلام برخى از قائلان به اصالت ماهيت ( سيد صدر الدين دشتكى « 1 » شيرازى معروف به سيد سند ( م / 903 ) است و آن اينكه صورتى كه از ماهيت خارجى در ذهن حاصل مىگردد ، منسلخ و پيراسته از ماهيت خارجى بوده و منقلب به كيف مىگردد . به اين بيان كه موجود بودن ماهيت ، متقدم بر خود ماهيت است . بنابراين با قطع نظر از وجود ، اصلا ماهيتى در كار نيست ، ( تا اينكه گفته شود تحت چه مقوله‌اى است ) و وجود ذهنى و خارجى هم حقيقتا با يكديگر مختلف مىباشند ، بنابراين هرگاه با تبدل يافتن وجود خارجى به ذهنى وجود متبدل گردد ، جائز است كه ماهيت ( هم ) منقلب گردد ؛ بدين صورت كه جوهر يا كم يا مقوله ( خارجى ) ديگر ( وقتى به ذهن آمد ) مبدل به كيفت گردد . بنابراين شىء با نظر به ذات و ماهيت آن حقيقت معينى ندارد ، بلكه كيف ذهنى هرگاه در خارج موجود گردد جوهر يا غير آن ( كم ، اضافه و مقولات ديگر ) خواهد بود و جوهر خارجى ( يا مقولات خارجى ديگر ) هرگاه در ذهن موجود شود ، كيف نفسانى خواهد بود . و اما مباينت ماهيت ذهنى با ( ماهيت ) خارجى با اينكه مدعى اين است كه خود ماهيت اشياء در ذهن حاصل مىشود - و حصول خود ماهيت اشياء در ذهن مقتضى اصل مشتركى ميان آن دو ( موجود ذهنى و خارجى ) مىباشد - ( پاسخ اين اشكال اين است كه ) در تصوير آن اصل مشترك كافى است كه عقل امر مبهمى را تصور نمايد

--> ( 1 ) از وى به عنوان صدر الدين كبير نيز ياد مىشود ، وى صاحب حواشى بر تجريد الكلام ، و شرح مطالع و شرح شمسيه و شرح مختصر الاصول و غير آن است . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 17 .